به واقع اگر بخواهيم دلايل عدم اثربخشي تصميمات و برنامههاي كلان را آسيبشناسي كنيم، به چيزي كمتر از لايه مديريت نخواهيم رسيد، مديريت نه فقط بخشي كوچك از پازل بخش فاوا در جهت رشد و توسعه كشور، كه موتور محركه اين بخش به شمار خواهد رفت و هر گونه ضعف و خلل مديريتي در آن، اين بخش را زمينگير خواهد نمود.

ادامه ....
نسيم تحول در مديريت حوزه IT
محمود اروجزاده - دنياي كامپيوتر و ارتباطات
فصل تغيير و تحول در ساختار اجرايي كشور و احتمال تعويض در دولت، معمولا زمان مناسبي براي نقد و بررسي عملكرد مجموعه مديران، و مطالبات برآورده نشده خواهد بود. در بستر اين مباحث، كارشناسان خواهند توانست تصويري از وضعيت يك حوزه يا بخش معين را ترسيم كرده و برنامهها و راهبردهاي اعمال شده از سوي مديريت حاكم بر آن را به چالش بكشند، مسير طي شده را بازبيني كنند و ميزان مطابقت يا انحراف از مقصد را محاسبه نمايند.
اگر مبتني بر اين ساز و كار، روند حركت دستگاهها و مديريتها در سطوح مختلف را مدنظر قرار دهيم، بديهي است كه با اتكاي به تعهد و درك مديران و تصميمگيران، و عزم ايشان براي «توسعه و پيشرفت» به عنوان مقصد كلي و نهايي بايد نه خوشبينانه، بلكه واقعبينانه، در انتظار بهبود مدام وضعيت بخش، چه از نظر آمار و اعداد كمي، و چه از ديدگاه كيفي باشيم.
به عبارت ديگر فرصتي كه خواه ناخواه فصل تغييرات در لايه مديريت ايجاد ميكند، به همراه ارادهاي كه بايد در بازيگران اين عرصه مديريتي ذاتا موجود باشد، اقتضا ميكند كه به ياد شعار معروف و ايراني «هر روز بهتر از ديروز» بيفتيم، اما طرفه آنكه هر قدر اين شعار در ميان عوام جامعه ما غيرجدي و غيرقابل اتكا شده است، همانند آن بنظر ميرسد انتظار بهرهگيري مناسب از امكان تحول و ارتقاء به منظور توسعه و پيشرفت، و بهبود روزبروز هم چندان قرين موفقيت نبوده است.
بيان اين مقدمات البته چيزي از اهميت و ضرورت تاكيد مجدد بر جايگاه مديريت بخشي نميكاهد.
در چند سال اخير، مجموعه مديريت حوزه فناوري اطلاعات و ارتباطات، مورد نقد و انتقاد فراوان بوده، و البته ماهنامه دنياي كامپيوتر و ارتباطات هم به فراخور، ديدگاههاي مختلف و متنوع را در اين خصوص منتشر ساخته است، و از اين نقطه نظر اساسا توجه به نگاه كارشناسان اعم از خصوصي و دولتي، به همين منظور و با تلاش بر كار حرفهاي روزنامهنگاري در دستور كار ماهنامه بوده و خواهد بود و به نظر ميرسد بيتوفيق نيز نبودهايم. در هر صورت در برهه جديد نقل و انتقالات و احتمالا نو شدنها، لزوم توجه موكد بر بهرهگيري از اين مجال قدرت بيشتري مييابد.
با اين تفاصيل و بدون پرداختن به جزئيات و محورهاي مورد نظر در بخش ICT در دولت (كه خود مجال جداگانهاي ميطلبد) بايد اين حقيقت روشن را مورد عنايت قرار داد كه عليرغم داشتن اهداف و چشماندازهاي كلي در حوزههاي علمي- فني كشورمان و به طور اخص در فناوريهاي نوين و فاوا، متاسفانه آمار و شاخصهاي جهاني كه اغلب توسط رسانهها و كارشناسان و حتي مديران مسئول هم تاييد و اعلام ميگردد، نشان از حركت در اين مسير و تلاش عملي در نيل به اهداف موورد نظر ندارد و به عنوان مثال، جايگاه كشورمان در شاخصهاي اساسي را رو به رشد نميداند.
به واقع اگر بخواهيم عليرغم داشتن برنامه (و نيز با فرض وجود علاقه و اراده در مسئولين) دلايل عدم اثربخشي تصميمات و برنامههاي كلان را آسيبشناسي كنيم، به چيز كمتر از لايه مديريت نخواهيم رسيد كه نيازمند درك بهتر، دانش جامعتر، كارشناسي دقيقتر،و در يك كلام، مديريت مناسبتر نخواهد بود.
به عبارت ديگر مديريت نه فقط بخشي كوچك از پازل بخش فاوا در جهت رشد و توسعه كشور، كه موتور محركه اين بخش به شمار خواهد رفت و هر گونه ضعف و خلل مديريتي در آن، اين بخش را زمينگير خواهد نمود.
در اين مختصر، فقط كافي است مديريت كلان به اهميت لزوم تغيير و تحول در اين لايه واقف شود، و به نظرم بقيه مراحل به تدريج بدست خواهد آمد.
اگر تصميمگيران به جايگاه اين مديريت و نقش آن و لزوم جامع بودن آن (اين كه مثلا مانند دوره گذشته فقط زيربخشي از اين حوزه مانند مخابرات مورد توجه نبوده و از ديگر زيرمجموعههاي عظيم غفلت نشود) كمي عنايت كنند، به نظرم قدم اول موفقيت است، و اين نوشته به هدف خود رسيده است.